Scroll to Top acheter du cialis en ligne

روش پیمان مدیریت یا روش درصدی Management Constract->MC

  از آنجا که اغلب مجریان طرحهای بزرگ عمرانی موفق به تکمیل و راه اندازی طرحهایشان، مطابق زمان و هزینه های پیش بینی شده نمی‌شوند، با مشکلات زیادی مواجه می باشند. پیچیدگی تکنولوژیکی، تنوع تخصصهای مورد نیاز، نامناسب بودن طراحی‌ها، حجم عظیم فعالیتها و همچنین تعداد زیاد سازمانها و افراد درگیر در طرح، همگی از مسائلی هستند که اغلب مجریان طرح را در پروژه های بزرگ و پیچیده از رسیدن به اهداف پروژه باز می دارند. معضلات ناشی از این مسائل، زمانی نمود بیشتری خواهد داشت که مجری طرح تجربه و تخصص لازم را در اداره کردن  پروژه های مشابه کسب نکرده باشد و علیرغم نداشتن ذهنیت روشن نسبت به فعالیتها و نیازهای آتی پروژه، مسئولیت مدیریت و هماهنگی طرح را نیز بر عهده گیرد. در ابداع روشهای نوین اجرا و مدیریت طرحهای بزرگ سعی می شود تا اولاً هماهنگی و یکپارچگی بیشتری میان مراحل طراحی و ساخت برقرار گردد و ثانیاً وظایف مدیریتی از وظایف فنی طراحی و ساخت مستقل گردد. روش پیمانکاری مدیریت (MC) از جمله این روشها می باشد که غالباٌ در طرحهای بزرگ صنعتی و در کشور ما در طرحهای پتروشیمی مورد استفاده قرار گرفته است. در این روش پیمانکار مدیریت یا مدیر طرح (MC) به صورت عضوی از تیم کارفرما گشته تا بر اساس یک حق‌الزحمه توافق شده و به دور از تمایلات سودجویانه پیمانکاری، به انجام خدمات مدیریت در زمینه ساخت بپردازد.

از جمله عواملی که منجر به رواج نیافتن کاربرد روشهای نوین در مدیریت طرحهای عمرانی کشور گشته است، محدودیتهای سازمانی، عدم ریسک پذیری دستگاه اجرایی،‌ عدم آگاهی مجریان طرح از روشهای نوین و در نهایت عدم انطباق روشهای ابداع شده در سایر کشورها با کشور ما می باشد.
در واقع روش مدیریت طرح در نتیجه اصلاح روشهای مدیریتی در هدایت و انجام پروژه‌ها به وجود آمده است. در این روش نحوه عقد قرارداد با پیمانکاران ساخت به دو صورت ممکن است صورت گیرد:
زمانی که کارفرما به منظور رهایی از درگیریها و ریسکهای منتقل شده از پیمانکاران ساخت، ترجیح میدهد که تنها با مدیریت طرح قرارداد منعقد کند و سپس وی مستقیماً با پیمانکاران ساخت در ارتباط با انجام بسته (Package) های کاری قرارداد منعقد می کند.
زمانی که کارفرما ترجیح می دهد قراردادهای ساخت مستقیماً و بدون واسطه MC با پیمانکاران منعقد شود و تنها MC  وظیفه مشاوره در انتخاب پیمانکاران و مدیریت بر نحوه عملکرد آنها را عهده دار گردد. در این حالت MC نقش مشابهی نسبت به مدیریت ساخت (CM) پیدا می‌کند و ریسکهای منتقل شده به وی بسیار محدود میگردد.


مزایای روش مدیریت پیمان 


در صورتیکه MC در اواسط فاز طراحی و یا زودتر به کار گرفته شود، با ادغام شدن درون تیم طراحی و هماهنگی با تیم طراح قادر خواهد بود تجربیات و مهارتها مربوط به ساخت را در طراحیها اعمال نماید تا منجر به کاهش زمان، هزینه، اجرایی شدن بهتر طرحها و افزایش امکان آنالیز مهندسی ارزش در مراحل طراحی و ساخت گردد.
با توجه به اینکه نظارت بر عملیات اجرایی پیمانکاران ساخت بر عهده MC می باشد بنابراین نیازی به خدمات نظارتی مهندسین مشاور نیست.
حضور MC منجر به ایجاد هماهنگی مابین پیمانکاران ساخت و رفع مشکلات آنان به لحاظ عدم تداخل کاری می گردد.
ارائه خدمات پشتیبانی به پیمانکاران ساخت منجر به تسریع عملیات اجرایی و همچنین پوشش دادن نقاط ضعف آنان میگردد.
چون MC مستقیماً در طراحی و اجرا شرکت نمی کند، می تواند فارغ از مسایل مستقیم اجرایی منحصراً به مدیریت، برنامه‌ریزی و کنترل هزینه بپردازد.
MC همچون عضوی از تیم کارفرما، تمایلات سودجویانه پیمانکاری ندارد و تنها هدفش جلب رضایت کارفرما است.
در این روش رقابت شدیدی مابین پیمانکاران ساخت ایجاد میگردد، زیرا کار به بسته های کوچکتری تقسیم شده است و پیمانکاران با انجام صحیح و بموقع آن، سعی در به دست آوردن بسته های کاری بیشتری دارند.
در صورتی که قراردادهای ساخت توسط MC به پیمانکاران واگذار گردد دارای محاسن زیر است:
کلیه ریسکهای ناشی از عملیات ساخت به MC منتقل می گردد.
مسئولیت کلیه جنبه های ساخت بر عهده یک پیمانکار واحد است.
MC امکانات پشتیبانی و خدمات و تسهیلات مرکزی برای پیمانکاران تدارک خواهد دید.


معایب


ادغام MC در درون تیم طراحی به جهت وجود نگرش خصمانه آنها نسبت به وی دشوار است.  در صورتیکه قراردادهای ساخت توسط MC به پیمانکاران واگذار گردد معایب آن عبارت است از:
چون تمام تصمیم گیری‌های مربوط به ساخت توسط MC صورت می گیرد، چنانچه وی صلاحیت کافی نداشته باشد پروژه با خطر جدی مواجه می گردد و از این بابت کارفرما ریسک بالایی را پذیرفته است.
همواره کنترل زیادی بر روی فاکتورها و صورت حسابها بایستی صورت گیرد و بنابراین کاغذ بازی و سوء ظن در این حالت به مراتب بیشتر است.
به جهت کنترل زیاد کارفرما، آزادی عمل در نحوه اجرای کار و خرید اقلام پایین می آید.

شرح وظایف و خدمات مدیریت طرح (MC)


برای انجام طرحهای عمرانی کشور در « نظام فنی و اجرایی طرحهای عمرانی کشور» که در تاریخ 23/3/1375 بر اساس پیشنهاد سازمان برنامه و بودجه به تصویب هیات وزیران رسیده است طرح های عمرانی در دو مرحله «تهیه طرح» و «اجرای طرح» انجام می شوند.
مرحله تهیه طرح که خود شامل «مدیریت بر تهیه از جنبه ایفای وظایف قانونی غیر قابل واگذاری که کارفرما خود راساً با کارکنان خود، آنها را انجام میدهد» و «خدمات مدیریت تهیه طرح که کارفرما در صورت در اختیار نداشتن امکانات لازم یا بزرگ و پیچیده بودن طرح به پیمانکار خدمات مدیریت طرح واگذار می نماید.»
مرحله اجرای طرح که خود شامل: «مدیریت بر اجرای طرح از جنبه های وظایف قانونی غیر قابل واگذاری که کارفرما خود راساً با کارکنان خود آنها را انجام میدهد» و «خدمات مدیریت و کنترل که شامل خدمات مدیریت اجرای طرح، کنترل های مهندسی، کنترل پروژه و نظارت می شود.»
توضیح اینکه خدمات مدیریت اجرای طرح، کنترل های مهندسی و کنترل پروژه را می توان در صورت نیاز به پیمانکار مدیریت اجرای طرح واگذار نمود.
با توجه به اطلاعات جمع آوری شده از اجرای پروژه‌ها به نظر میرسد در صورت نیاز لازم است انجام مدیریت تهیه طرح و مدیریت اجرای طرح توسط یک واحد تحت عنوان مدیریت طرح و ساخت صورت گیرد.
خدمات مدیریت اجرای طرح را برای تکمیل مرحله ساخت، بهره برداری و سپس نگهداری صحیح از واحدهای مختلف یک پروژه به شرح ذیل می‌توان عنوان نمود:
خدمات مدیریت، هماهنگی و مشاوره
تعیین خط مشی های اجرایی پروژه و رویه‌ها
برنامه ریزی، تهیه برنامه‌های زمان بندی، کنترل پیشرفت عملیات و گزارش دهی به کارفرما
هماهنگی عملیات اجرایی و نظارت بر ساخت
کنترل و هماهنگی در مورد حمل و نقل و تحویل مواد و مصالح.
کنترل مواد و مصالح و تجهیزات
بازرسی میدانی، تست و راه اندازی
خدمات دوره بهره برداری
برآورد و کنترل هزینه
تهیه اسناد و مدارک
کنترل کیفیت و تضمین کیفیت
مساعدت در امر استخدام و آموزش پرسنل بهره برداری
به عبارت دیگر به استناد تعاریف سازمان مدیریت و برنامه ریزی، مجری جهت مدیریت، کنترل و هماهنگی پروژه‌ها و مراحل اجرایی طرح پس از کسب مجوز از مراجع ذیصلاح می تواند از یک شرکت بعنوان مدیریت طرح استفاده و کلیه وظایف و مسئولیتهای کارفرمایی را بجز موارد زیر به وی تفویض نماید:
قبول تضمینها و دستور تمدید، آزاد کردن، ضبط و یا واریز آنها
تصویب تغییر مبلغ قرارداد
تصویب تغییر مدت قرارداد
تغییر مشخصات کلی ، تغییر سیستمها و اجزای اصلی کار
تصویب قیمتهای جدید و حق‌الزحمه خدمات اضافی
تصویب گزارش های مراحل مختلف خدمات مطالعه و طراحی
تصویب تحویل موقت و تحویل قطعی
تعلیق، خاتمه و فسخ قرارداد
تصویب صورت وضعیت قطعی و صورتحساب نهایی

چکیده:


روش مدیریت پیمان یا روش درصدی همان طور که از نامش بر می آید، روشی است که در آن «کارفرما، یک شرکت ساختمانی یا یک شخص را تعیین می کند acheter du cialis en ligne تا مدیریت اجرای پروژه را بر عهده بگیرد. بنابراین تعیین روش های اجرای پروژه و تعیین چارت سازمانی و استخدام نیروها بر عهده پیمانکار است».
در این روش پیمانکار یا شخص، بابت مدیریت پروژه درصدی از هزینه های انجام شده را دریافت می دارد . این هزینه ها معمولاً شامل هزینه تهیه مصالح و هزینه اجرا می باشد ولی قبل از هزینه های صورت گرفته باید توافق طرفین درنظر گرفته شود ، معمولاً مدیر مالی پروژه در این پیمانها، از طرف کارفرما انتخاب می شود تا نظارت دقیق بر هزینه ها داشته باشد. این پیمانها به سود طرفین می باشد در درجه اول کارفرما هیچ بالاسری ( اورهد یا سود) به پیمانکار پرداخت نمی کند فقط هزینه مصالح و نیروی انسانی و ماشینی را پرداخت می نماید بنابراین در هزینه پیمان صرفه جویی می شود. از طرفی دیگر پیمانکار هزینه ای بابت اجرا پرداخت نمی کند و تعهدات را بر عهده نمی گیرد و فقط به خاطر تخصص در مدیریت سودی به صورت درصدی از کل هزینه ها دریافت می دارد.

 

 

 

آمار سایت


امروز2
دیروز21
این هفته163
این ماه581
مجموع57107

آی پی بازدیدکنندگان : 54.167.75.28
Unknown ? Unknown توسعه یافته توسط

گالری تصاویر

افراد آنلاین

ما 42 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم
Mshhad Saze